صادرات فرش ایران

  persiancarpetexport
farsi    english    italy
صفحه اولدریاره ماتماس با ماسئوالاتتنوع
همکاری
hand shake
حمل دریائی
ship
سرویس مناسب
keybord
حمل هوائی
cargo
رنگهای زنده
color
  seperator
استان فارس
 
دو سوم از خاك استان فارس محل زيست عشاير مختلفي است كه از هزاران سال پيش در اين سرزمين پهناور زندگي نموده و براي دسترسي به هواي معتدل و چراگاه هاي سرسبز براي دام هاي خود در طول سال مبادرت به كوچ هاي طولاني مي كنند . ولي برخي از اين عشاير به دليل سختي ها و مشتقت هايي كه دراين رفت و آمدهاي مكرر متحمل مي شوند دراين اواخر حالت كوچروي را ترك كرده و در سرزمين هاي مناسب ساكن شده اند.
در قالي بافي استان فارس به لحاظ اهميت دست بافت هاي عشاير ساكن و متحرك دراين ناحيه ابتدا مختصري به سابقه تاريخي وچگونگي و كيفيت دست بافت هاي ايلات قشقائي، خمسه و الورا ممسني و بوير احمد پرداخته و سپس ادامه اين بحث را به شهرهاي شيراز و آباده مي كشانيم كه در حقيقت قالي بافي در آن ها بازتابي از اين حرفه پيشينه دار ايلياتي است.
به طور كلي روش هاي بافت و نقش مايه ها و نگاره ها كه در حد كمال زيبايي و تنوع مي باشند. در هر ايل و طايفه و در هر ناحيه فرق مي كند. به تقريب كليه آن ها بر روي زمين بافته مي شوند. قالي و قاليچه هاي فارس بيشتر دو پوده بوده و تار و پود آن ها از جنس پشم مي باشد. گره به كار رفته در فرش هاي اين استان بسته به ايل و طايفه متفاوت است چنانچه در دست بافت هاي ايل قشقائي گره فارسي در حالي كه در ميان بافنده هاي مستقر در ني ريز و اصطهبانات گره هاي فارسي – تركي بسته به مورد رايج است و درساير ايل ها مي توان گفت به تمامي گره تركي و يا متقارن را ترجيح مي دهند. پشم هاي بدست آمده از گوسفند هاي فارس لطيف و براق بوده و رنگ هاي پر مايه و دلپذيري كه در اين ناحيه به فراواني يافت مي شوند و بر روي اين الياف فرصت خودنمائي بيشتري مي يابند.
ايل قشقائي
اين قشقائي بزرگ ترين ايل فارس و حتي ايران است كه پيشنيه مهاجرت آن ها به سرزمين فارس به چندين قرن قبل بر مي گردد. بنابر شواهد تاريخ تيره هاي مختلف اين ايل از ناحيه هاي غربي درياي خزر (آذربايجان و قفقاز) و هم چنين ناحيه اي شرقي آن (تركمنستان و نواحي شمال خراسان) به اين سرزمين كوچانيده شده اند. مؤلف فارسنامه ناصري تيره هاي قشقائي را از بازماندگان تركان خلج مي داند كه از مقابل لشكريان سلطان محمود غزنوي گريخته و به فارس مهاجرت كرده اند و شايد وجه تسميه قشقائي به لحاظ اشتقال آن از فعل قاچماق باشد كه در زبان تركي به معني گريختن است كه در ابتدا به صورت قاچ قائي درآمده و سپس به قشقائي تبديل شده است.
قالي بافي پيشه و هنر است كه در ميان دختران و زنان اين ايل مرسوم است و دست بافت هاي آن ها به نام قاليچه هائي تركي شيرازي شهرت پيدا كرده اند كه بيشتر جهت استفاده هاي شخصي و يا به عنوان جهيزيه بافته مي شوند و به اين لحاظ كمتر در معرض خريد و فروش قرار مي گيرند.
بافندگي قشقائي ها مانند ساير عشاير بر روي زمين و بر روي دارهاي افقي و بدون نقشه صورت مي گيرد و بطور معمول هنگام بافندگي از قاليچه ديگري كه به آن « دستور» مي گويند الهام گرفته و كاربافت را انجام مي دهند. همسر يكي از مستشرقين فرانسوي به نام « مادام ديولافوا» در كتابي به عنوان (مسافرت ديولافوا به ايران و كلده) درشرح خاطرات سفري كه در سال 1884 ميلادي به اتفاق شوهرش به ايران داشته درباره قالي بافي عشاير فارس چنين مي نويسد.
« ... چادر قبايل فارس انسان را از آفتاب حفظ مي كند ولي از سرما نگهداري نمي كند...»
در انتهاي چادر دستگاه قالي بافي وجود دارد كه بر روي زمين گسترده شده است. وقتي كه ايل كوچ مي كند اين دستگاه را لوله كرده و بر قاطر و يا الاغ بار مي كنند و هر جا كه دوباره منزل كردند دستگاه را گسترانيده و مشغول كار مي شوند بنابراين اگر به واسطه انتقال دستگاه حاشيه فرش كج شود و رنگ ها اختلافي پيدا كردند بايد زنان ايل را معذور داشت. اين زنان بدون نقشه كار مي كنند و راهنماي آنها فقط آموزش هاي خانوادگي است كه از مادر به آنها هستند و در آفتاب و باران تغيير نمي كنند و براي دو يا سه نسل قابل استفاده مي باشند...»
ايل قشقايي به شش طايقه به شرح زير تقسيم مي شود: عمله، شش بلوكي، دره شوري، فارسي مدان،‌كشكولي بزرگ و كشكولي كوچك كه در ميان طوايف فوق قالي بافي در ميان تيره كشكولي بزرگ از اهميت بيشتري برخوردار است.
بيشتر قشقائي ها تار و پود فرش هاي خود را از پشم انتخاب مي كنند. گاهي پشم بز و شتر را نيز به كار مي برند. تار فرش هاي آنها ضخيم و به رنگ قهوه اي مايل به سياه مي باشند. پرز دست بافت هاي آنها بلند و رنگ هاي مسلط درفرش هاي اين ايل قرمز، قهوه اي، آبي و زرد طلائي مي باشند. قشقائي ها بطور معمول در اندازه هاي ذرع و نيم و پرده اي و شش متري و مربع چهار متري مي بافند.
گره فرش هاي آنان از نوع باز و به عبارت ديگر از نوع گره فارسي است. بافنده هاي خوش سليقه ايق گاهي در لواره دست بافت هاي خود منگوله هاي زيبا و رنگارنگي مي دوزند. كيفيتي است كه در برخي از فرش هاي قديمي لرستان و ساروق نيز ديده مي شود. قشقائي ها علاوه بر بافت قالي و قاليچه براي رفع احتياجات خود و يا برحسب تقاضاي بازار، به كار بافت رواسي و خورجين و جاي رختخواب و هم چنين گليم هاي ساده و يا سوزني شده نيز مي پردازند. اگر اين دست بافت هاي قشنگ و شاد در بين عشاير چادرنشين محلي بر روي اسب و قاطر دارند در عوض در آپارتمان ها مجلل اروپائي مكاني بر روي كاناپه و يا مبل براي خود يافته و يا جايگزين تابلوهاي نقاشي در روي ديوارهاي داخلي ساختمان مي شوند.
بافنده هاي ايل قشقائي از روي طرحي كه به نام هزار گل معروفيت پيدا كرده و گاهي نيز با نام نقش ناظم شناخته مي شود قاليچه هاي جانمازي ظريفي مي بافند كه در بازارهاي داخل و خارج بسيار مورد استقبال است. اين طرح را به دليل نقش ها و آذينه هائي كه بر روي آن منقش است بي مناسب نيست كه طرح « سرو و سوسن» نيز بناميم. طرحي است كه در آن متن فرش به صورت محرابي طراحي شده است و ستون هاي اين محراب را دو نيمه طولي درخت سرو كه به حاشيه متن چسبيده اند تشكيل مي دهند. سر ستون ها و به عبارتي نوك درختان سرو به وسيله قوس كنگره داراي به يك ديگر متصل شده و قوس ديگري با اتصال زيرستون ها به يك ديگر كف محراب را مي سازند. ازگلدان بزرگي كه بر كف محراب نهاده شده است شاخه هاي مملو از برگ ها و گل هاي نرگس و سوسن كه در دشت هاي فارس به وفور مي رويند و تواماً با درخت سرو كه به نمادهاي طبيعي شهر شيراز معروفيت يافته اند همراه با ساير تركه هاي گلدار بيرون آمده و تمام زمينه فرش را مي پوشانند.
اكثر پژوهشگران مبدأ پيدايش اين طرح را در ميان بافنده هاي قشقائي جستجو مي كنند در حالي كه شماري ديگر از آن ها اصل اين طرح را از هندوستان مي دانند. يان بنت (IAN BENNETT) كه در ابتداي كتاب حاضر اظهار نظر او را درباره محل اوليه بافت فرش پازيريك مطالعه كرديم در مورد اين طرح نيز چنين اظهار عقيده مي كند: كه قاليچه اي با طرح هزار گل قشقائي تقليدي از فرش هاي هندي مغولي اين طرح هستند. در صورتيكه محققان ايراني مستندات ديگري را ارائه مي كنند از جمله به نقش هائي اشاه مي كنند كه با پيروي از اين طرح بر روي كاشي كاري هاي مسجد گوهرشاد مجسم شده كه قدمت آن ها بسيار جلوتر از از كهن ترين فرش هاي هندي، بافته شده با اين طرح مي باشد.
طرح هاي ترنج دار، بته اي، درختي، مرغي، گل سرخي و محرابي كه دل خواه بافنده هاي اين ايل مي باشند همگي در سبك هاي هندسي و شاخه شكسته بافته مي شوند. فرش هاي قديمي آن گاهي تحت تأثير نقشه هاي قفقاز وبه ويژه ناحيه شيروان مي باشند. يكي ازعلائم تشخيص بافته هاي قدمي اين ايل از فرش هاي قفقاز اين است كه تار فرش هاي قشقائي قهوه اي مايل به سياه است در حالي كه دست بافت هاي قفقازي تارهاي روشن تري دارند.
قشقائي هم چنين قاليچه هائي با طرحي كاملاً مشخص كه اصطاحاً « گبه هاي شيري» ناميده مي شوند نيز مي بافند. در متن اين گبه ها به طور معمول نقش يك و يا دو شير بزرگ در قسمت مياني فرش و يا چند شير در رديف هاي موازي ديده مي شود. با توجه به سوابق تاريخي و معتقدات مذهبي و سنتي و اهميتي كه شير در ميان اهالي اين سرزمين دارد به نظر مي رسد كه طرح و بافت گبه هاي شيري ازابتكارات عشاير فارس و از جمله قشقائي ها باشد. حجت ما در بيان اين مطلب وجود نقش شير در كتيبه هاي تخت جمشيد و بسياري از سكه ها و ظروف و بافته هاي دوره ساسانيان و هم چنين تجليلي است كه مردم اين خطه از بزرگان و دلاوران خود با قرار دادن شيرهاي سنگي بر روي قبرهاي آن ها مي نمايند(مانند شيرهاي سنگي گورستان هاي دشت ارژن شيراز و دشت روم در ياسوج).
ايلات خمسه
به غير از قشقائي ها در بين ساير ايلات فارس از جمله ايلات خمسه نيز قالي بافي كم و بيش رواج دارد. (اتحاديه ايلات خمسه مركب از پنج ايل عرب،‌باصري، بهارلو، آينه لو، و نفر مي باشد كه در حدود 150 سال قبل به منظور ايجاد قطبي مخالف براي جلوگيري از نفوذ و قدرت ايل قشقائي به سرپرستي خاندان قوام در شيراز تشكيل شد و در حدود 90 سال دوام يافت.
عشاير خمسه بر خلاف قشقائي ها كه هيچ گاه عادت چادرنشيني و كوچ كردن خود را ترك نكردند بيشتر آن ها به استثناي تعداد كمي كه هنوز در واحدهاي كوچك كوچ مي كنند بقيه در نقاط مختلف استان فارس ساكن شده اند.
بافته هاي خمسه به مرغوبيت و شهرت قاليچه هاي قشقائي نمي باشند. قاليچه هاي آنان يك پوده و با گره هاي مختلف و با تار و پود پشمي و گاه از الياف پنبه اي مي باشد كه در بين آنها بافته هاي تيره هاي باصري و عرب به جهت نقشه هاي جالب و پشم هاي براق از بهترين ها هستند. تيره هاي عرب در حد فاصل شيراز و آباده كوچ مي كنند و مركز آن ها در بوانات است. قاليچه هاي آنان از نظر بافت كم و بيش مشابه بافته هاي قشقائي است. حاشيه اره مانند ترنج هاي سه گانه فرش هاي آنان از علائم تشخيص بافته هاي آنان از فرش هاي ايلات همسايه مي باشد.
ايلات ممسني و لر
درميان ايلات ممسني و لر قاليبافي رواج چنداني ندارد (ايلات ممسني دراطراف شهرستان نورآباد و لرهاي بوير احمد در دشت ها و كوهپايه هاي ياسوج و دهدشت ساكن هستند.) درسال 1350 سازمان عمران كهكيلويه و بويراحمد با دائر نمودن تعدادي كارگاه قالي بافي در حومه ياسوج و استخدام استاد كاران قالي باف از تبريز و نائين براي آموزش دختران و زنان عشاير بويراحمد و تأسيس يك واحد رنگرزي به منظور تهيه پشم هاي رنگ شده و توزيع آن بين اين قالي بافان نوپا تا حدودي قالي بافي را در بين اين عشاير رواج داد.
پاره اي از تيره هاي لر در بخش ها در دهات شهر بهبهان (دراستان خوزستان) و مجاور آن مانند منصوريه و تشتان متأثر از سنت هاي بافندگي خود به بافت فرش هائي پرز بلند با تارهائي كه تركيبي از پشم هاي گوسفند و بز هستند استغال دارند. فرش هاي آن درسبك هندسي با حاشيه اي بسيار پهن (لااقل آن طور كه در فرش هاي قديمي آن ديده مي شود) طراحي شده و بافته مي شوند. درزمينه سرمه اي فرش هاي قديمي بافت اين ناحيه ستاره هاي هشت پر عاجي رنگي به صورت مجرد دررديف هاي موازي همراه با ساير نقش مايه هاي ايلياتي در مجموع، طرح هاي دلپذير قاليچه هاي قفقازي را تداعي مي كنند.
در فرش هاي جديد بافت بهبهان، گليم بافت عريضي گاه سوزني شده شبيه آن چه كه در بافت هاي قوچان(استان خراسان) مي بينيم فواصل بين رشته ها و قسمت اصلي فرش را اشغال مي كنند

rug
آباده
افشار
آنجلاس
اراک
اردبیل
آذربایجان
بلوچ
بیجار
بیرجند
برچلو
اصفهان
فراهان
فارس
گبه
بختیار
قرجه
قلتق
قم
همدان
هریس
جوشقان
کاشان
کاشمر
کرمان
خراسان
کردستان
لیلیان
لرستان
ملایر
مرند
مشهد
نهاوند
نائین
سنندج
سراب
ساروق
شهرضا
شیراز
تبریز
تفرش
تهران
ترکمن
یزد
زنجان
rug
 
  Gashgai   Gashgai   Gashgai  
             
  Gashgai   Gashgai   Gashgai  
             
  Gashgai   Gashgai   Gashgai  
             
  Gashgai   Gashgai   Gashgai  
             
  Gashgai   Gashgai   Gashgai  
             
  Gashgai   Gashgai   Gashgai  
             
  Gashgai   Gashgai   Gashgai  
     
© PERSIANCARPETEXPORT Corporation. All Rights Reserved.